یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰:۵۵ عصر
دیباچۀ کتاب \"درآمدی بر خوشنویسی ایرانی\" ارسال به یک دوست نسخه مناسب برای چاپ
حمیدرضا قلیچ خانی: این کتاب از پیداییِ زبان و خط در ایران آغاز میشود و پس از گفتاری کوتاه دربارۀ خاستگاهِ خط، به زبان و خطهای رایج در عصر هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میپردازد.
* این کتاب به زودی به بازار عرضه خواهد شد
خوشنویسی (calligraphy) در معنای دقیق و تخصصی از سدۀ اول هجری و با کتابتِ قرآن در کشورهای اسلامی آغاز شد. خوشنویسی افزون بر ثبت و ضبطِ زبان و انتقالِ اطلاعات، توجه به زیبا نویسی و رعایت مبانیِ دیداریِ بسیار پیچیدهای است که با نژاد، فرهنگ، جغرافیا و دیگر هنرهایِ هر سرزمین، پیوندی جادویی و ناگُسستنی دارد و همگام با خوشنویسیِ دیگر مسلمانان، مجموعۀ کلانی از هنر را میسازد.
نخستین تجربههای خوشنویسی ایرانی همزمان با از میان رفتن خطِّ پهلوی و جایگزینی خطِّ کوفی همراه بود و از سدۀ چهارم با حضورِ نوابغی چون ابنمُقلۀ فارسی به عنوان هنری ارزشمند، مستقل و اصیل شناخته شده و با گذر از تحولاتِ بیشمار به دست ما رسیده است.
پس از آشنایی اجمالی با دورۀ باستان، نوبت به همخوانیِ خوشنویسی و فارسی و همچنین چگونگی به کارگیری واژگان و اصطلاحات هنری در شعر فارسی میرسد.
سپس خوشنویسی اسلامی، خطهای ششگانه و سه خطِّ ایرانی: تعلیق، نستعلیق و شکستۀ نستعلیق و استادانِ بزرگ هر دوره معرفی میشود. فصلِ دیگر به اختصار به مهمترین متنها و رسالههای آموزشِ خوشنویسی، بهویژه به دورۀ اوجِ شکوفاییِ این آثار در سدۀ دهم قمری اشاره میکند.
در فصلی دیگر برای نخستین بار فهرستی از هنرمندان خوشنویس ارائه میشود که برگرفته از مطالعۀ تذکرههای کهن، پژوهشهای معاصر و مشاهدۀ هزاران نسخۀ خطی، رُقعه و کتیبه است و اگرچه کاستیهایی دارد اما میتواند چکیدهترین و سریعترین مرجع برای دستیابی علاقهمندان به اطلاعات هر هنرمند باشد.
در گزینش تصاویر، تلاش بر این بود که از انواع خطها، از جمله: کوفی، مَعقلی، نسخ، ثلث، محقَّق، ریحان، توقیع، رِقاع، تعلیق، نستعلیق و شکستۀ آن (از کتابت تا کتیبه) نمونههایی ارائه شود. تصویر برخی از آثار برای بارِ نخست در منظر اهل نظر قرار میگیرد و در همین جا از مسئولانِ یکایکِ موزهها، کتابخانهها و مجموعهداران محترمی که آثارشان در این کتاب معرفی میشود سپاسگزاری میکنم. نیک پیداست که هنوز نیز در مراجعه به بسیاری از مجموعههای عمومی و خصوصی با درِ بسته روبرو میشویم که با امید به گشایش آنها در آینده، این افسوس مگر قدری تسکین پذیرد.
آشکار است که برای تدوینِ تاریخِ خوشنویسی ایران تمام آثار و مستنداتِ این هنر میبایست در دسترس باشد و از آنجا که بسیاری از نسخههای خطی و مُرقّعاتِ دلاویزِ ایران تاکنون به درستی شناسایی و منتشر نشده اند، هر گونه پژوهش و داوریِ قطعی در باب سیر تحول و روند کتابت در ایران و نیز خوشنویسان ایرانی، کاستی و لغزشهایی را در پی خواهد داشت و دریغا که خوشنویسی ایرانی و هنرهای وابسته به آن، آنسان که سزاوار است بررسی نشده و در گذر تاریخ، هنرمندان و بینندگان جملگی فریفته و مسحورِ نمودِ عینیِ آن شدهاند.
بسیاری از شاهکارهای خوشنویسان ایران در موزهها، کتابخانهها و مجموعههای خصوصی خارج از کشور نگهداری میشوند و شمار فراوانی از آنها، از جمله مُرقّعاتِ ارزشمند موزۀ توپقاپیِ استانبول چنانکه باید، در اختیار پژوهشگران قرار نگرفته و همچنان دست نیافتنیاند؛ در نتیجه این پژوهش، افزون بر کتابها، مقالات و آثاری که تاکنون به زبانهای گوناگون منتشر شده، بر دانستهها و تجربیات نگارنده مبتنی است و نیک میدانم که این عرصه سزاوارِ بررسیهای ژرفتر و گستردهتر است.
باید اذعان کنم که گزیدهگوییِ تاریخِ هنری چنین شکوهمند و کهن، و هنرمندانی چنین گرانقدر، بس دشوار است و بیشک خطیر. خوشنویسی ایرانی در هزار سال گذشته، در عرصههای بیشماری همچون سکّهها، کتیبۀ بناها، سنگِ مزارها، مُهرها، ظروف و اشیای سفالی، فلزی و چوبی، اَسناد، مرقّعات و نسخههای خطی، خوش درخشیده است و بی شک با کِلکی چنین کممایه و آن نیز در چند صفحه، حقِ این هنر چنانکه شایسته است، گزارده نخواهد شد.
انگیزۀ اصلی در تالیفِ این کتاب، پژوهشگرانِ ایرانی و غیر ایرانی، دانشجویان و خوشنویسانی بودهاند که بارها خواستهاند تا منبعی مستقل و مختصر را به ایشان معرفی کنم؛ چراکه زمان و توانِ مراجعه به منابعِ گوناگون را ندارند. پس کتابی که پیشِ رو دارید به این انگیزه و با تشویقِ استادان ایرج افشار و رویین پاکباز به انجام رسیده است.
امیدوارم تا خوانندگانِ تیزبین با گوشزد کردنِ هرگونه لغزش و سَهوالقلم، بهیقین منّتی بر نگارنده گذارند.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی